Thursday , 13 December 2018 | پنج شنبه , ۲۲ آذر ۱۳۹۷
عناوین اخبار

دموکراسی خوب یا بد؟

دموکراسی باید بر پایه حقوق بشر باشد. برای بسیاری این امر بدیهی است، اما در بسیاری از کشورهای اروپایی، دموکراسی صرفاً پیروزی در انتخابات و سپس انجام هر کاری است که رأی دهندگان خواستار آن هستند. دموکراسی برای این کشورها به یک نوع دیکتاتوری اکثریت تبدیل شده است.

hands

آری , دولت باید خواسته های اکثریت را در انتخابات دوره ای، آزاد و عادلانه منعکس کند، اما این خواسته ها باید بوسیله ضوابط حقوق بشری و حاکمیت قانون محدود شوند. دولت باید از انجام یک سری کارها از قبیل اعمال مجازات اعدام، زندانی کردن افراد به دلایل سیاسی، ممنوعیت آزادی بیان و تبعیضات جنسیتی، نژادی، قومی، مذهبی و جنسی منع شود، حتی اگر اکثریت رأی دهندگان با آنها موافق باشند.

با درک عمیق تر دموکراسی، واضح است که وضعیت فعلی در اروپا و ایالات متحده، شرایط دشواری برای دموکراسی محسوب می شوند. توانایی حمایت از حقوق بشر در نهایت به قبول عامه مردم بستگی دارد. با این حال، امروزه بیش از هر زمان دیگری، افراد بیشتری نسبت به این اصول بنیادین حقوق بشر دچار شک و تردید شده اند.

دلایل این عدم تحمل روزافزون را به راحتی می توان تشخیص داد.در دوره ای که نا امنی اقتصادی بیداد می کند،بسیاری از افراد احساس می کنند در زندگیشان پسرفت داشته اند. نا امنی فیزیکی هم بسیار موج می زند و افرادی که شبی را در یک سالن کنسرت در پاریس با شنیدن موسیقی یا تماشای آتش بازی در نیس گذارنده و یا منتظر پروازشان در فرودگاهی در بروکسل هستند، ناگهان با حملات تروریستی روبرو می شوند. بعلاوه، نا امنی فرهنگی نیز در این دوره بسیار زیاد بوده و ورود تعداد کثیری از مهاجران، ترس از دست رفتن هویت ملی یا اروپایی را موجب شده است.

در چنین مواقعی، حس پناه بردن به افراد شبیه به خود و بستن درها به روی دیگران بیدار می شود. این غریزه به تنفر و خشونتی دامن می زند که امروزه بسیار تقویت شده است. متأسفانه بسیاری از سیاستمداران برای منافع سیاسی خود، به دنبال بهره برداری از این ترسها و نگرانی ها هستند.

با توجه به مخاطرات عظیمی که چنین روندی در دنیا به دنبال دارد، شما حتماً فکر می کنید که رهبران سیاسی میانه رو درحال به صدا درآوردن زنگ خطر هستند، علیه عوام فریبی اعتراض می کنند و بر تمرکز حقوق و ارزشهای لیبرال در دموکراسی پافشاری دارند.

اما تنها تعداد بسیاری کمی از این سیاستمداران در مقابل این چالش ایستاده اند. بسیاری از آنها صرفاً دروغ گفته و امید دارند تا این نفرت از بین رفته و با سکوت برنده مجادله شوند. بسیاری دیگر در تلاشند تا با تقلید از عوام فریبی ها، استقبال از سیاست های بیگانه ستیز و ترویج سخنان مبهم بین افراد ساده لوح، نظر حامیان افراط گرا را جلب کنند، زیرا به دیدگاه هایشان مشروعیت می بخشند. البته استثناهای قابل توجهی نیز وجود دارد. آنگلا مرکل، جاستین ترودو و الکسیس سیپراس همواره به نیکی از پناهندگان سخن می گویند. اما تعداد چنین رهبران سیاسی برای رسیدن به دموکراسی لیبرال کافی نیست.

این مورد درحقیقت دفاعیه از اصولی نیست که بخواهد توضیح دهد دموکراسی و عدم تحمل اشتباه است, بلکه بعنوان یک مصلحت نشان می دهد عقاید پوپولیستی بجای حل مشکلات ما را درمخمصه بدتری قرار خواهد داد.

برای مثال، باید اشاره شود که اگر بخواهیم جوامع مهاجر را در کشور ادغام کنیم، افراط گرایی را تضعیف سازیم و همکاری جامعه با پلیس را تشویق نماییم، اسلام هراسی آخرین چیزی است که به آن نیاز خواهیم داشت. در واقع، داعش بیشتر از اسلام هراسی پوپولیست ها نفع میبرد.

بعلاوه، ما باید برنامه هایی را مورد پرسش قرار دهیم که به اسم مبارزه با تروریسم، حقوق ما را قربانی می کنند. آیا  فرانسه زمانی که اقدامات امنیتی اش منجر به سوء رفتار پلیس با مردم شده است، واقعاً به تجدید حالت اضطراری نیازی دارد؟ یا چرا زمانی که نظارت هدفمند برمظنون های شناخته شده به درستی صورت نمی گیرد، ما اینقدر به نظارت جمعی مردم علاقه داریم؟ دست کشیدن از حقوق , بسیار ساده تر از هماهنگی بین سازمان های قانون گذار یا به اشتراک گذاری اطلاعات در سراسر مرزهای ملی است.

بدیهی است که من ادعا نمی کنم دموکراسی هیچ نقصی ندارد. عکس العمل سیاسی پوپولیستها باید ما را از نیاز به رفع مشکلات واقعی آگاه سازند: ادغام ضعیف مهاجران در جامعه، نفوذ سیاسی ناروای پول، بی عدالتی در سیستم مالیاتی، گرایش تجارت جهانی به اولویت بندی نیازهای شرکتها نسبت به حقوق کار و محیط زیست و اختلال عملکرد و تفرقه بین بخشهای متعدد اتحادیه اروپا.

پاسخ مؤثر به پوپولیست ها باید با حل مسائل واقعی و رد توهین هایشان به ارزشهای ما همراه باشد. همچنین، ما باید از محبت بسیاری از اروپاییان عادی نسبت به مهاجران الهام بگیریم.

اکنون زمان آن نیست تا چشمانمان را بر روی مسائل موجود ببندیم. تهدیدها به اصول و نهادهای دموکراتیک بخودی خود از بین نمی روند. همه ما باید با صدای بلند از ماهیت اصلی دموکراسی یعنی دفاع از حقوق و ارزشهایی که جوامع ما را قوی تر می سازند، دفاع کنیم.

به نقل از وب‌سایت هیومن‌رایتزواچ

برگردان فارسی توسط دیدبان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Scroll To Top